خون جلوی چشامو گرفته بود...می خواستم واقعاً خفهاش کنم...
از تخت اومدم پایین...یه لنگه کفش از کف اتاق برداشتم و به طرففش پرتاب کردم...
پرتابم به هدف نخورد... لگه کفش رفت خورد به پارچ آب و پارچ آب مثل یه کوکتل
مولوتوف توی اتاق منفجر شد و آبش پاشید روی صورتم... آبش خیلی خنک بود،
خواب از سرم پرید... دور و برمو نگاه کردم، دیگه اثری ازش ندیدم...
با اینکه خواب از سرم پریده بود، اما سرم عجیب سنگینی میکرد...
نمیدونم کی خوابم برد و افتادم روی تخت... تا صبح یه کله خوابیدم...
متولد 1346 خوی/ فوق لیسانس نمایش/ مدرس بازیگری هنرستان بازیگری و ٓاموزشگاه ٓازاد سوره، مدرس دانشگاه ٓازاد صدرای شیراز و تهران مرکز/ مدیر پروژه طراحی سر فصلهای کتب ٓاموزشی رشته بازیگری مقطع متوسطه / مسٔيول دفتر انجمن نمایش شمیرانات 1395 ـ 1392/ برنده بیش از 60 جایزه از جشنوارههای هنری استانی، منطقهای، سراسری و بین المللی تٔياتر، نمایشنامهنویسی، فیلمنامهنویسی، داستاننویسی از جشنوارههای مختلف از جمله طنز، ندای وحدت، ریاست جمهوری، مریوان، شمسالعماره و... تٔالیف بیش از 90 اثر چاپی.
بستن ![]()
نام کاربری (ایمیل شما)
رمز عبور
نام کاربری (ایمیل شما)
کد امنیتی :
آیا کلمه عبور خود را فراموش کرده اید ؟
بازگشت به ورود.
می خواهید ثبت نام کنید ؟ عضویت |